20 September 2012

کوفت ئه

دیروز گفتم بیام از باقی مونده ی خورش قیمه استفاده کنم و کوفته تبریزی درست کنم!
اصلن هم به خودم زحمت ندادم برم رسپی نیگا کنم یا مثلا از مامانم چیزی بپرسم.
یه صدائی تو ناخودآگاهم میگفت همونجوری که نوزاد بدون اینکه کسی یادش داده باشه باید سینه ی مادر رو میک بزنه تا شیر بخوره یه دختر تبریزی هم بدون اینکه کسی یادش داده باشه بلده کوفته تبریزی درست کنه D:
بعد حالا خود این کوفته تبریزی ماجراها داره واسه خودش!
یعنی تو تبریز خانوما کل دارن تو مهمونی هاشون هر چی کوفته شون بزرگتر باشه یعنی خفن ترن!
دیدم که میگمااااا.
مثلا تو یه مهمونی میری فکر میکنی بره ای چیزی وسط میز گذاشتن ولی بعد که میری جلو میبینی بدنش کوفته است و به شکل بره درش آوردن :))
خلاصه ما هم گنده ترین قابلمه رو برداشتیم و خورش قیمه رو حسابی میکس کردیم. 
کنارش سیب زمینی و برنج هم پختیدم و اونا رو هم میکس کردم.
یادم بود کوفته سبزیجات خاص خودش رو داره ولی اصلن یادم نبود چیاست!
اینجا یه جای ادویه خریدم که یه عالمه سبزیجات خشک هم توش داره.
دیگه مرزه و ریحون و جعفری و نعناع خشک رو هم به مواد اضافه کردم و برای توش هم کشمش و زرشک و گردو و بادوم و پیاز داغ درست کردم.
یه تخم مرغ هم پختم که مغز اصلیش بشه.
یه سس ترش درست کردم تو قابلمه و بیس کوفته رو گذاشتم تو قابلمه و بعدش تخم مرغ و مواد میانی و بعدشم مثه یه گنبد کوفته رو درست کردم.
خوشحال از این همه هوش و استعداد خودم رفتم دوربین رو هم آوردم که بعد از درست شدن کوفته ازش عکس بندازم بفرستم واسه مامانم بگم بیا حال کن کوفته رو!
خولاصه!
یه ساعتی این کوفته هه پخت و سسش قل قل کرد ولی من دیدم اصن روش مثه کوفته های مامانم نشد. 
درش آوردم گذاشتم تو فر و یه نیم ساعتی هم اون تو موند ولی بازم نشد!
دیگه داشتیم از گشنگی میمردیم که قرار شد بیخیال بشیم و همینی که هست رو بخوریم.
اما این کوفته کجا و اون کوفته کجا!
اصلن سفت نشده بود و شالاپی افتاد تو ظرف سروش.
از شکل و قیافه هم افتاد.
البته مزش عالی شده بوداااااا، ولی خوب هیئت ژوری تصمیم گرفت اسم این غذا رو از کوفته یه شکوفته تغئیر بده D:
یعنی کوفته ای که شکوفته شده :))
امروز صبحم که با مامان اسکایپ میکردیم از هنرها و استعدادهام گفتم و مامی هم نه گذاشت نه برداشت گفت اون اسمش کوفته نبوده کوفت بوده D:
بعد اصن رسپی شو که گفت زمین تا آسمون با اینی که من درست کرده بودم فرق داشت :))
خلاصه اینکه اگه دستپختتون خیلی عالی هم هست خیلی به خودتون مغرور نشید و احساس تلنتد بودن بهتون دست نده فکر کنید هر غذائی رو فقط با شنیدن اسمش می تونید درست کنید.
  

0 comments: