19 April 2016
روزنگاری های یک دانشجوی گرد بی حوصله
Posted by
Reyhan
at
11:29 AM
این پلاگین نوشتن هم کار خری است هاا.
18 April 2016
17 April 2016
دنیای ما و دنیای اینا
Posted by
Reyhan
at
1:57 AM
توی ورکشاپ خانومهای فعال در زمینه ی کامپیوتر، یکی از دخترا بلند شد و گفت دوست دارم داستان آزار جنسی* که اخیرا برام اتفاق افتاده رو با بقیه شیر کنم.
حالا داستانش چی بود؟ توی یک کنفرانسی یه آقایی بهش گفته بود میشه بیای تو نصب پوستر بهم کمک کنی؟ آخه دستای خیلی قشنگی داری!
خدایی اینا لای پر قو بزرگ شدن به اینا میگن آزار جنسی. باید یه سر بیان بازار تهران که نیشگونای مشتی از باسنشون بگیرن، یا یه بار سوار تاکسی های خط انقلاب آزادی بشن که بغل دستیمون به بهانه ی درآوردن پول از جیب شلوارش یا تو کیفش یه آرنجش رو به سینه هاشون بماله یا دست بکنه زیر پاشون، تا با مفهوم جدیدی از آزار جنسی آشنا بشن**!
* سکشوآل هرسمنت sexual harassment
** جدا از شوخی، حتی همین حرف ساده هم از نظر من مصداق آزار جنسی محسوب میشه.
14 April 2016
زندگی جان، برو کنار بذار یه خورده باد بیاد
Posted by
Reyhan
at
2:19 PM
به تخمم و به یه ورم رو هم واسه وقتایی گذاشتن که هیچ کاری از دستت بر نمیاد، ولی دلت هم نمیخواد که بشینی غصه بخوری و روزت رو خراب کنی.
25 March 2016
24 March 2016
خیال
Posted by
Reyhan
at
5:48 PM
خیالپردازی خیلی هم قشنگ و خوبه.
آدم رو میبره به یه دنیای موازی که اتفاقات خوب و قشنگی توش میفته، هرچند که شاید توی دنیای واقعی اون اتفاق هیچوقت ملموس نباشه!
حیف نیست آدم از شور و شعف خیالپردازی به خاطر اینکه همه اش تو خیال و هیچوقت عینی نمیشه محروم بشه؟
23 March 2016
ای دنیای کج مدار
Posted by
Reyhan
at
6:02 PM
مثلا اسپرینگ برکه، و من کانه خر کار میکنم. اونم کار بی فایده. ایده های قشنگ قشنگ که ممکنه ایمپلمنت بشه اونجور که فکر میکردی از آب در نیاد!
مثلا هم قرار بود یه روزش رو استراحت کنم و برم کنار ساحل دو سه ساعت زیر آفتاب دراز بکشم و کتاب بخونم. این سوسول بازی ها به ما نیومده اصلا.
Labels: All, Grumbles, In-Grad Life
20 March 2016
Posted by
Reyhan
at
2:50 PM
کاش یه خواهر داشتم، میتونستم تلفن رو بردارم باهاش درددل کنم. بهش بگم چقدر تنهام. چقدر خسته ام. سرم 24 ساعته درد میکنه و این طپش قلب مداوم اخیر هم خواب رو ازم گرفته.
کاش دور نبودم از مامانم. که زنگ بزنم میوت کنم و با الو الو گفتنش گریه کنم و به بدبختی هام فکر کنم.
کاش دردام آروم شه. کاش بدنم آروم بگیره. کاش تنهایی هام تموم شه.
28 November 2015
به قول خارجی ها، تایم فلایز
Posted by
Reyhan
at
4:40 PM
ده سال پیش رو که نگاه میکنم خیلی شادتر بودم.
حداقل حسم اینه که از الانم شادتر بودم.
آرزوهای بزرگی داشتم برای ۳۰ سالگیم که حتی یه دونه اش هم محقق نشده. البته چرا، یکیش مهاجرت کردن بود که انجام شده، ولی از بقیه اش هیچ خبری نیست.
روزانه میرم دانشگاه و برمیگردم و با اینکه برای خودم تمام مدت ددلاین میذارم که کارهام رو انجام بدم و البته که میدم، ولی هیچ آتپوتی ندارم.
از دانشگاه هم که برمیگردم عین تاپاله پخش میشیم جلوی تلویزیون و فیلم میبینیم.
توی ۳۰ سالگی نه مدرکی دارم، نه شغلی، نه خونه ای، نه بچه ای، نه مهارت خاصی.
۱۰ سال پیش دنبال هیجان تو زندگیم بودم و زندگی الانم نه تنها هیجان نداره، بلکه همه اش پر از استرسه.
۱۰ سال پیش دنبال مهاجرت بودم که بیام اینجا و رشد کنم و چون دیر اومدم و دیر شروع کردم به هیچ کدوم از چیزهایی که میخواستم نرسیدم.
۱۰ سال پیش به هوش و توانایی هام اعتقاد زیادی داشتم، ولی الان حس میکنم یه آدم خنگ هستم که حتی کاری که انجام دادم رو نمیتونم درست برای مخاطبم توضیح بدم و زحماتم رو به باد میدم.
دیگه هیچ آرزوی خاصی ندارم! هیچ هدف خاصی ندارم. تموم کردن دکترا دیگه یه هدف نیست. حتی نمیدونم میتونم جاب آکادمیک بگیرم یا نه. فعلا که نه پابلیکیشن خفنی هست و نه کسی آدم حسابم میکنه تو لب باهام کار مشترک انجام بده. حس میکنم عمرم رو تلف کردم، و واقعا هم کردم.
نمیدونم. امیدوارم ۱۰ سال دیگه اگر وجود داشتم و برگشتم به امروزم نگاه کردم، راضی باشم از گذر عمرم. نه مثل الان پشیمون.
15 November 2015
دنیا زندان مومن است
Posted by
Reyhan
at
11:29 PM
هدف I.S.I.S چیزی جز کشتن مسلمونا نیست.
الان هم همچین دور از ذهن نیست که بر اساس تحقیقات دولت فرانسه بیشتر این تروریست هایی که حادثه ی پاریس رو رقم زدن از رو پاسپورت هاشون رو بشه که همین چند وقت پیش به عنوان پناهنده وارد اروپا شدن.
لوزر فقط اون مسلمون های بدبخت و جنگ زده ای هستند که از ترس اون تروریست ها فرار کردن و اومدن یه جای امن تا نسلشون برچیده نشه.
حالا هم مردم و هم دولت های اروپایی سخت گیر تر میشن و بهشت دنیا رو برای این بیچاره ها جهنم میکنن و رگولیشن های سخت تری وضع میکنن که اجازه نمیده مهاجرهای بیشتری وارد اروپا بشن.
الان هم همچین دور از ذهن نیست که بر اساس تحقیقات دولت فرانسه بیشتر این تروریست هایی که حادثه ی پاریس رو رقم زدن از رو پاسپورت هاشون رو بشه که همین چند وقت پیش به عنوان پناهنده وارد اروپا شدن.
لوزر فقط اون مسلمون های بدبخت و جنگ زده ای هستند که از ترس اون تروریست ها فرار کردن و اومدن یه جای امن تا نسلشون برچیده نشه.
حالا هم مردم و هم دولت های اروپایی سخت گیر تر میشن و بهشت دنیا رو برای این بیچاره ها جهنم میکنن و رگولیشن های سخت تری وضع میکنن که اجازه نمیده مهاجرهای بیشتری وارد اروپا بشن.
Labels: All, Facts, Islam, Tell me why?
21 October 2015
ورزشکاران، دلاوران، نام آوران
Posted by
Reyhan
at
7:04 PM
چرا من باید چهار تا دونه ورزش صبحگاهی ملایم انجام میدم زرتم قمصور بشه؟ بخدا فقط ۱۰ تا از این حرکتا که خم میشی نوک انگشتت رو به زمین میزنی زدم (تازه اونم به زمین نرسید! در این حد خشک!) و الان تمام پشت رونم کشیده شده و درد میکنه :((
از رنجی که میبریم
Posted by
Reyhan
at
1:55 AM
راحت بخواب،
که همیشه آنهایی که خواب را از چشم بندگان خدا میگیرند، به طوری که تمام طول شب اگر هم پلکی رو هم بگذارند کابوسی بیش نخواهد بود، از همه راحت تر می خوابند.
خدا انگار بیشتر خواهان شنیدن خر و پوف های ظالم است تا صدای شکستن قلب مظلوم
15 October 2015
انتظار سخخخخت
Posted by
Reyhan
at
7:47 PM
هیچوقت تا حالا اینقدر منتظر رسیدن یه ایمیل اسپم نبودم!
Labels: All, In-Grad Life
14 October 2015
پرکتیس میک پرفکشن
Posted by
Reyhan
at
12:28 AM
بالاخره بعد از سال ها ممارست در قیچی و ماشین اصلاح به دست گرفتن و یک چشم به یوتیوب و یک چشم به آینه بودن و گند زدن به موهای خود، بالاخره تونستم موهای عزیزم رو به مدل تقریبا دلخواهی بزنم.
08 October 2015
خوشی های بزرگ زندگی
Posted by
Reyhan
at
1:19 PM
دانشگاه جدید رو خیلی دوست دارم. هر چند ریسرچ و گروهی که توش ریسرچ میکنم همونه که اونجا هم دوستش داشتم، ولی اینجا کلیتش خیلی شبیه تره به شریف و احساس مردگی که دانشگاه قبلی داشت رو نداره. آدمها با انگیزه تر هستند و محیط بیشتر آکادمیکه.
خلاصه دم سم جان گرم.
Labels: All, In-Grad Life, SUT, USA
07 October 2015
کالیفرنیا را چگونه یافتم-2
Posted by
Reyhan
at
12:12 AM
هر چقدر در دی.سی مردم مودب بودند و رعایت حال همدیگه رو میکردن، اینجا آدمها همدیگه رو به بیضه هاشون هم حساب نمیکنن. در سه سال زندگی شمال ویرجینیا، به تعدادی که اینجا در طول کمتر از چهار هفته نصفه شب با سر و صدا از خواب پریدم، بی خواب نشده بودم. از گاز دادن درجا با صدای زیاد بگیر، تا جمع شدن یه گروه جوون مست و علف کشیدن ساعت 3 صبح تو رمپ روبروی خونه. تازه ما جای خیلیییی خوب کالیف هستیم:/
Labels: All, Calif, East Coast, West Coast
تپق
Posted by
Reyhan
at
12:00 AM
چند روزه دغدغه ی ذهنیم این شده که فرانسوی ها چطور میگن رودریگرز بیقرار یاره؟
02 October 2015
کالیفرنیا رو چگونه یافتم-۱
Posted by
Reyhan
at
1:10 PM
بلا نسبت بعضی از هموطنان داخل ایران، ملت اینجا تو جنوب کالیفرنیا کانه یابو رانندگی میکنن!
به حول و قوه ی الهی دفعه ی بعد اگر ایران بطلبه راحت بتونیم رانندگی کنیم :)
ای ساحل شرقی! من روزی به سمت تو باز خواهم گشت.
Labels: All, Calif, East Coast, People, USA, West Coast
01 October 2015
پست نمکی
Posted by
Reyhan
at
2:34 PM
پلات توییست داستان اون آدمهایی که دستشون نمک نداره هم میشن آدمهای نمک به حروم.
یعنی لزوما این دست تو نیست که نمک نداره، خیلی هم نمک داره، منتها خرج آدمی میشه که حرومش میکنه لامصب.
پی نوشت: البته اینجانب معتقدم درصد خیلی خوبی از آدمها در زندگیشون هر دو نقش رو بازی میکنن. یعضی وقتا نمکشون حروم میشه و بعضی وقتا هم نمک کسی دیگه رو حروم میکنن. ولی خوب با اعتقاد به وجود خدا یا کارما یا هر چیز مشابه، میشه امید داشت اونایی که خیلی نمک بقیه رو حروم میکنن آخرش از فشار خون بمیرن :))
Labels: All, Facts, People, Quotes, Why did I do this?
Subscribe to:
Posts (Atom)