Showing posts with label Films. Show all posts
Showing posts with label Films. Show all posts

27 March 2009

Walk the line

من واقعا هیچ درکی از دوستت دارم گفتن مردها ندارم!
چطور ممکنه یه مرد کسی رو دوست داشته باشه و باهاش ازدواج کنه و بعد با دیدن و یا پیدا کردن یه زنی که خوب شاید نسبت به همسر اولش با اون اشتراکات بیشتری داشته باشه زندگی اش رو خراب کنه. شاید اون پیش خودش فکر کنه که زندگی بهتری رو با فرد جدید خواهد داشت, ولی من نمیتونم درک کنم چطور ممکنه آدم زندگی یه کس دیگه ای که یه زمانی میگفته دوستش داشته رو به خاطر خودش خراب کنه.
به نظر من, یک وقت هست که یکی میگه که دوست داره.
یه وقت هست که یکی میگه که تو رو میخواد.
ولی یه موقع هست که یکی میگه بجز تو دیگه هیچ کس دیگه رو نمیخواد.
برای اون دو تای اول همیشه یه راه برگشتی وجود داره. ولی این آخری وقتی این حرف رو میزنه حتما قبول کرده که تا آخرش باید بره.
بازم این هیچ ربطی به خود فیلم نداشتD:
به هر حال از نقش بازیگر مرد حالم به هم خورد!

26 March 2009

The other Boleyn girl

من نقد فیلم بلد نیستم.
ولی از نظر من فیلم قشنگی بود.
کلا از نظر من فیلمهائی قشنگند که بتونم با نقش هاش ارتباط برقرار کنم.
Mary زیبا بود و مهربان و عاشق. به هر طرف کشیده میشد که عشق اون رو با خودش میبرد. از نظر من این یه نقطه ضعف بود. ولی آخرش به خاطر همین نقطه ضعف، به ظاهر اون بود که عاقبت به خیر شد.
Anne جذاب بود و مغرور و بلندپرواز و عاشق. بار اول به دنبال بلندپروازی اش رفت و شکست خورد. بار دوم به دنبال عشق رفت و شکست خورد. بار سوم آمده بود که شکست نخورد. نقشه ای زنانه و زیرکانه که نقطه ضعف اون تکیه بر آینده ای نامعلوم بود و البته به نظر من اینکه در تحقیر مردش زیاده روی کرد...
من هیچ کدوم از این دو تا شخصیت رو نپسندیدم.
از نظر من یه زن تیپیکال باید یه مجموعه ای از این دو باشه. باید بتونه یک مرد رو تصاحب کنه و کاری بکنه که یه مرد حاضر باشه هرکاری رو به خاطر اون انجام بده، ولی بعد از ازدواج هر جائی بره که مردش میره اونجا.
این آخریش فقط به خاطر این بود که پست یه پیام اخلاقی داشته باشه و هیچ ربطی به فیلم نداشتD: