Showing posts with label Work. Show all posts
Showing posts with label Work. Show all posts

25 August 2015

پرزنت کردن خره

پرزنت دارم برای کل گروه، استرس دارم.
یعنی تا همین دیروز ظهر هیچ استرسی نداشتم و به نظرم خیلی هم پرزنتم خوب بود و در حد خودم فکر میکردم سوالها رو خوب جواب خواهم داد. 
ولی از دیروز بعد از ظهر استرس گرفتم.
صبح هم یه دل سیر نشستم گریه کردم چون دیشب خواب دیدم پدر و مادرم رو از دست دادم (زبونم لال).
نفس عمیق.
نفس عمیق.
نفس عمیق.
امیدوارم گند نزنم به همه ی زحمتی که این 2 ماه و نیمه کشیدم.

18 August 2015

Plea

Dear Minneapolis weather,

Stop taking winters extreme cold out on the summer and let it be as good as past couple of days. I really hate it when you get hot and humid.

That's very thorough of you.

Regards,
Reyhan

16 August 2015

از من به شما نصیحت

از نظر من یکی از بزرگترین خیانت ها رو به ایرانی ها جناب شاعر بزرگوار، سعدی کرده.
یعنی چی که مشک آن است که خود ببوید آخه؟
من در آستانه ی دهه ی سوم زندگیم به این نتیجه رسیدم که این ایدیولوژی جزو مزخرفترین چیزایی بوده که کردن تو مغز ما ایرانی جماعت. 
این از من به شما نصیحت که حتی اگر باهوش ترین و بهترین دانشجو یا کارمند باشید، تا وقتی خودتون رو به خورد طرف (که میتونه استاد راهنما یا منیجرتون سر کار باشه)، نه تنها دیده نمیشید، بلکه زیر سایه ی افرادی که کمتر از شما کار میکنن یا استعداد و هوش کمتری از شما دارن خنگ تر، بی استعدادتر، و بی ارزش تر به نظر میرسید.

12 August 2015

بله، همچین خانومی هستم من

ساعت 8 از خواب بیدار شدم.
ساعت 9:30 از تو تخت بر زمین نزول اجلال کردم.
ساعت 10 تو آفیس پشت میزم بودم (پیاده 16 دقیقه راهه از خونه تا آفیس)

11 August 2015

حال ندارم پا شم برم سر کار

حال ندارم اینجا هم توضیح بیشتری بدم :)) 

31 July 2015

هی وای من

خدای من!
یعنی این سوتی های من پایان نداره!
امروز یه آقایی که جدیدا موو کرده به آفیس و هنوز کیوبیک خودش رو نداره کنارم تو این کیوبیک های مبایل نشسته بود. بعد من بهش گفتم که یکی از این سه تا مانیتوری که دارم رو لازم ندارم و میتونه برداره. اون هم گفت که باشه حالا فعلا احتیاجی بهش ندارم و لازمم شد برمیدارم و از اینجور تعارفا. بعد تهش برگشتم بهش گفتم سوت یورسلف. بعد الان که اومدم خونه تازه دوزاریم افتاده چی بهش گفتم :(((
حالا یعنی دوشنبه برم ازش معذرت خواهی کنم؟

28 July 2015

حس ماندگاری

حس خوب اینکه بخشی هر چند کوچیک از یه کار بزرگ باشی.
در راستای اینکه امروز ۸۰ خط، با تشکر از جان جان از آمار دقیقش، از کدی که نوشته بودم کامیت شد به عنوان بخشی از یه سیمولاتور چند صد هزار خطی تو شرکت اینتل :)

10 June 2015

آواز دهل شنیدن از دور خوش است

گوگل گوگل که میگفتن اینجاست هاااا. 
آدم قبل از اینکه بیاد از نزدیک خیلی چیزها رو ببینه فکر میکنه دیگه ته دنیای تک اینجاست و همه خیلی گیک و خفنن. ولی تهش رو ببینی ۱۰٪ کل کسایی که اینجان کارها رو انجام میدن و از نظر سرمایه ی انسانی و سرمایه ی مالی حدود ۹۰٪ سرریز دارن!
هر چی بیشتر میگذره آدم مصمم تر میشه برای استارتاپ زدن.
بریم ببینیم اینتل چجوریه D: