Showing posts with label Occasions. Show all posts
Showing posts with label Occasions. Show all posts

06 July 2015

ﺷﺐ ﻧﻮﺯﺩﻫﻢ

ﺷﺐ ﻧﻮﺯﺩﻫﻢ ﺷﺐ ﺗﻔﻜﺮ, ﺗﻮﺑﻪ, و ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺁﻣﺪﻥ اﺳﺖ ﺑﻪ ﻧﻆﺮ ﻣﻦ. اﻣﺸﺐ ﻓﻘﻄ ﺑﺎﻳﺪ ﮔﻔﺖ ﺧﺪاﻳﺎ ﻣﻨﻮ ﺑﺒﺨﺶ. ﺣﺪاﻗﻞ ﺑﺮاﻱ ﺁﺩﻣﻲ ﻣﺜﻞ ﻣﻦ, ﺧﻮاﺳﺘﻦ ﭼﻴﺰﻫﺎﻱ ﺑﻴﺸﺘﺮ اﺯ ﺧﺪا ﻗﺒﻞ اﺯ اﻋﺘﺮاﻑ ﺑﻪ اﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺗﻢ ﺑﻲ اﺩﺑﻲ اﺳﺖ, ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﻛﻪ ﺧﺪا ﺩﺭﻳﺎﻱ ﻧﻌﻤﺘﺶ ﺑﻴﻜﺮاﻥ و ﺑﻲ ﺩﺭﻳﻎ ﺑﺎﺷﺪ.
ﺷﺐ ﻧﻮﺯﺩﻫﻢ ﺭا ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻨﻬﺎ اﺣﻴﺎ ﮔﺮﻓﺖ و ﺑﺎ ﺧﺪا ﺧﻠﻮﺕ ﺩﻭ ﻧﻔﺮﻩ ﺩاﺷﺖ, ﺗﺎ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺷﺪ ﺑﺮاﻱ ﺷﺒﻬﺎﻱ ﺑﻌﺪ و ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ.

ﭘﻲ ﻧﻮﺷﺖ: ﺭاﺳﺘﺶ ﻣﻦ ﺳﻌﻲ ﻣﻴﻜﻨﻢ اﻋﻤﺎﻝ ﺷﺐ ﻗﺪﺭ ﺭا ﺩﺭ ﺣﺪاﻗﻠﺶ ﺑﻪ اﻧﺠﺎﻡ ﺑﺮﺳﻮﻧﻢ. ﺁﺩﻣﻲ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﭘﺘﺎﻧﺴﻴﻞ ﺧﻮﺩﺑﺰﺭﮒ ﭘﻨﺪاﺭﻱ و ﺟﻮﮔﻴﺮﻳﺶ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺑﺎﻻﺳﺖ و ﻭﻗﺘﻲ ﺷﺐ ﻗﺪﺭ ﺧﺪاﻱ ﻧﻜﺮﺩﻩ ﺯﻳﺎﺩ ﺑﻴﺪاﺭ ﺑﻤﻮﻧﻪ و ﺯﻳﺎﺩ ﻧﻤﺎﺯ و ﺩﻋﺎ و ﻗﺮﺁﻥ ﺑﺨﻮﻧﻪ, ﻣﻤﻜﻨﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﻛﺮﺩﻳﺖ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺑﺪﻩ و ﻓﺮاﻣﻮﺵ ﻛﻨﻪ ﻫﻤﻪ ي ﺑﺪﻱ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻛﺮﺩﻩ و ﻫﻤﻪ ي ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﺮﺗﻜﺐ ﺷﺪﻩ. ﻋﺠﺐ ﺑﺪﺗﺮﻳﻦ و ﺧﻂﺮﻧﺎﻛﺘﺮﻳﻦ ﺁﻓﺖ ﺑﺮاﻱ ﻣﻮﻣﻦ ﻫﺴﺘﺶ. ﺑﺎ ﮔﺮﻳﻪ و ﺯاﺭﻱ و اﻟﻬﻲ اﻟﻌﻔﻮ ﮔﻔﺘﻦ ﻓﻘﻄ اﺩﺏ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺭ ﺩﺭﮔﺎﻩ ﺧﺪا ﺭﻭ ﭘﻴﺪا ﻣﻴﻜﻨﻴﻢ, ﻧﻪ اﻳﻨﻜﻪ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﻳﻚ ﺳﺎﻝ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭاﺣﺘﻲ ﺷﻠﻨﮓ ﺑﮕﻴﺮﻳﻢ ﺑﻬﺶ و ﻓﻜﺮ ﻛﻨﻴﻢ ﻣﻴﺮﻩ.

20 December 2012

امشب شب مهتابه...

یلدای امسال،
یک یلدای دو نفره بود.
بر خلاف هر سال که همیشه دورمون شلوغ بود خونه پدربزرگم جمع میشدیم و صدا به صدا نمی رسید.
این هم سفره ی یلدای ReAl:

هندونه رو خودم کرو کردم.
یه عکسی رو گذاشتم جلوم پر گل رز بود نتیجه اش این شد :))
برای تلاش اول بد نبود D:
کیکش رو هم خودم درست کردم. روش عکس اناره!
همچین دختر کدبانوئی ام من P: 

فال نوشت: آقای صادقی، من فال شما رو گرفتم. ولی ایمیلی ازتون نداشتم براتون بفرستم. دوست داشتید یه ایمیل به من بزنید که براتون بفرستم.