08 June 2016
خدایا چی میشد منم مارک میکردی؟
Posted by
Reyhan
at
7:54 AM
میگن چال لپ جای انگشت خداست :)
فکر کنم واسه همینه چال-لپ-داراش وقتی میخندن آدم دلش ضعف میره.
بهترین هدیه ی خدا
Posted by
Reyhan
at
7:39 AM
مامانم،
مرسی که هستی.
گاهی وقتا حس میکنم تو این دنیای به این بزرگی فقط تویی که برای من هستی.
مرسی که دلت اینقدر بزرگه که بیشعوری ها و اخلاق گه من رو تحمل میکنی و علیرغم اینا هنوزم دوستم داری.
مرسی که هستی.
گاهی وقتا حس میکنم تو این دنیای به این بزرگی فقط تویی که برای من هستی.
مرسی که دلت اینقدر بزرگه که بیشعوری ها و اخلاق گه من رو تحمل میکنی و علیرغم اینا هنوزم دوستم داری.
رمضان نوشت-1
Posted by
Reyhan
at
2:59 AM
اینکه میگن شیطان در ماه رمضان دست و پاش در غل و زنجیره حرف مفته. من که حضور تمام معناش رو دم ماتحتم حس میکنم. فعلا سفت کردم کاری نتونه بکنه. لامصب زورش ولی زیاده!
خدایا کمک کن!
کاش منم سم بودم
Posted by
Reyhan
at
2:17 AM
این سم جان هم یکی از اتفاقات خوب زندگی من بوده و هست. درسته ازش در مقام استادی میترسم، ولی هر بار یه اتفاق بدی میفته وجودش و رفتارش مایه ی آرامشه.
شعور یه چیز ذاتی یه. یه عده خیلی دارن و یه عده هم هیچی ندارن. من خودم به شخصه دوست داشتم باشعورتر باشم.
03 May 2016
seriously?
Posted by
Reyhan
at
12:10 PM
یعنی این دو تا اپیزود اول گیم آو ترون مزخرف بودااااا. خجالت نکشیدن جان اسنو رو زنده کردن؟ یعنی من همه اش میگفتم جوه و عمرا اینقدر خز باشن این کار رو انجام بدن.
28 April 2016
کی فکرشو میکرد یه روز دلم واسه پیپر خوندن تنگ شه؟
Posted by
Reyhan
at
12:47 PM
کلی وقته پیپر نخوندم. همه اش نوشتن و کد زدن و پرزنتیشن آماده کردن. دلم تنگولیده واسه این پیپرهای قشنگ قشنگ که هی پرینت میگیرم و روی هم انباشته شون میکنم.
27 April 2016
دارم میترکککککم
Posted by
Reyhan
at
4:21 PM
اینقده خورشت بادمجون و غوره ی خوشمزه ای بود که اگر نمیخوردم ممکن بود اون دنیا باز خواستم کنن.
نیش عقرب
Posted by
Reyhan
at
1:38 AM
چقدر یه آدم میتونه از نظر آداب اجتماعی عقب افتاده باشه که وقتی با کلی ذوق و شوق حال نوزادش رو میپرسی بگه اون شب که شما اومده بودید، بعدش که رفتید حالش بد شد. برای اولین بار بعد از تولد بالا آورد!
چرا زبونت اینقدر نیش داره نامرد؟ چرا هر دفعه آدم باهات حرف میزنه یا کارش بهت میفته تحقیر میکنی آدم رو؟
چرا زبونت اینقدر نیش داره نامرد؟ چرا هر دفعه آدم باهات حرف میزنه یا کارش بهت میفته تحقیر میکنی آدم رو؟
22 April 2016
همچنان حال ندارم و بی حوصله ام
Posted by
Reyhan
at
12:06 PM
آقا میگن این کالیفرنیا هواش خوبه، ولی لامصب خیلی موذی یه. هی گرم و سرد میشه. خدا هم نکنه که آدم سرما بخوره! من الان دقیقا دو هفته است که سرما خوردم ولی خوب نمیشم! یعنی هی میام خوب بشم ولی دوباره بدتر میشم. خلاصه این کالیفرنیا توش ما رو کشته، بیرونش مردم رو. ایش!
19 April 2016
روزنگاری های یک دانشجوی گرد بی حوصله
Posted by
Reyhan
at
11:29 AM
این پلاگین نوشتن هم کار خری است هاا.
18 April 2016
17 April 2016
دنیای ما و دنیای اینا
Posted by
Reyhan
at
1:57 AM
توی ورکشاپ خانومهای فعال در زمینه ی کامپیوتر، یکی از دخترا بلند شد و گفت دوست دارم داستان آزار جنسی* که اخیرا برام اتفاق افتاده رو با بقیه شیر کنم.
حالا داستانش چی بود؟ توی یک کنفرانسی یه آقایی بهش گفته بود میشه بیای تو نصب پوستر بهم کمک کنی؟ آخه دستای خیلی قشنگی داری!
خدایی اینا لای پر قو بزرگ شدن به اینا میگن آزار جنسی. باید یه سر بیان بازار تهران که نیشگونای مشتی از باسنشون بگیرن، یا یه بار سوار تاکسی های خط انقلاب آزادی بشن که بغل دستیمون به بهانه ی درآوردن پول از جیب شلوارش یا تو کیفش یه آرنجش رو به سینه هاشون بماله یا دست بکنه زیر پاشون، تا با مفهوم جدیدی از آزار جنسی آشنا بشن**!
* سکشوآل هرسمنت sexual harassment
** جدا از شوخی، حتی همین حرف ساده هم از نظر من مصداق آزار جنسی محسوب میشه.
14 April 2016
زندگی جان، برو کنار بذار یه خورده باد بیاد
Posted by
Reyhan
at
2:19 PM
به تخمم و به یه ورم رو هم واسه وقتایی گذاشتن که هیچ کاری از دستت بر نمیاد، ولی دلت هم نمیخواد که بشینی غصه بخوری و روزت رو خراب کنی.
25 March 2016
24 March 2016
خیال
Posted by
Reyhan
at
5:48 PM
خیالپردازی خیلی هم قشنگ و خوبه.
آدم رو میبره به یه دنیای موازی که اتفاقات خوب و قشنگی توش میفته، هرچند که شاید توی دنیای واقعی اون اتفاق هیچوقت ملموس نباشه!
حیف نیست آدم از شور و شعف خیالپردازی به خاطر اینکه همه اش تو خیال و هیچوقت عینی نمیشه محروم بشه؟
23 March 2016
ای دنیای کج مدار
Posted by
Reyhan
at
6:02 PM
مثلا اسپرینگ برکه، و من کانه خر کار میکنم. اونم کار بی فایده. ایده های قشنگ قشنگ که ممکنه ایمپلمنت بشه اونجور که فکر میکردی از آب در نیاد!
مثلا هم قرار بود یه روزش رو استراحت کنم و برم کنار ساحل دو سه ساعت زیر آفتاب دراز بکشم و کتاب بخونم. این سوسول بازی ها به ما نیومده اصلا.
Labels: All, Grumbles, In-Grad Life
20 March 2016
Posted by
Reyhan
at
2:50 PM
کاش یه خواهر داشتم، میتونستم تلفن رو بردارم باهاش درددل کنم. بهش بگم چقدر تنهام. چقدر خسته ام. سرم 24 ساعته درد میکنه و این طپش قلب مداوم اخیر هم خواب رو ازم گرفته.
کاش دور نبودم از مامانم. که زنگ بزنم میوت کنم و با الو الو گفتنش گریه کنم و به بدبختی هام فکر کنم.
کاش دردام آروم شه. کاش بدنم آروم بگیره. کاش تنهایی هام تموم شه.
28 November 2015
به قول خارجی ها، تایم فلایز
Posted by
Reyhan
at
4:40 PM
ده سال پیش رو که نگاه میکنم خیلی شادتر بودم.
حداقل حسم اینه که از الانم شادتر بودم.
آرزوهای بزرگی داشتم برای ۳۰ سالگیم که حتی یه دونه اش هم محقق نشده. البته چرا، یکیش مهاجرت کردن بود که انجام شده، ولی از بقیه اش هیچ خبری نیست.
روزانه میرم دانشگاه و برمیگردم و با اینکه برای خودم تمام مدت ددلاین میذارم که کارهام رو انجام بدم و البته که میدم، ولی هیچ آتپوتی ندارم.
از دانشگاه هم که برمیگردم عین تاپاله پخش میشیم جلوی تلویزیون و فیلم میبینیم.
توی ۳۰ سالگی نه مدرکی دارم، نه شغلی، نه خونه ای، نه بچه ای، نه مهارت خاصی.
۱۰ سال پیش دنبال هیجان تو زندگیم بودم و زندگی الانم نه تنها هیجان نداره، بلکه همه اش پر از استرسه.
۱۰ سال پیش دنبال مهاجرت بودم که بیام اینجا و رشد کنم و چون دیر اومدم و دیر شروع کردم به هیچ کدوم از چیزهایی که میخواستم نرسیدم.
۱۰ سال پیش به هوش و توانایی هام اعتقاد زیادی داشتم، ولی الان حس میکنم یه آدم خنگ هستم که حتی کاری که انجام دادم رو نمیتونم درست برای مخاطبم توضیح بدم و زحماتم رو به باد میدم.
دیگه هیچ آرزوی خاصی ندارم! هیچ هدف خاصی ندارم. تموم کردن دکترا دیگه یه هدف نیست. حتی نمیدونم میتونم جاب آکادمیک بگیرم یا نه. فعلا که نه پابلیکیشن خفنی هست و نه کسی آدم حسابم میکنه تو لب باهام کار مشترک انجام بده. حس میکنم عمرم رو تلف کردم، و واقعا هم کردم.
نمیدونم. امیدوارم ۱۰ سال دیگه اگر وجود داشتم و برگشتم به امروزم نگاه کردم، راضی باشم از گذر عمرم. نه مثل الان پشیمون.
15 November 2015
دنیا زندان مومن است
Posted by
Reyhan
at
11:29 PM
هدف I.S.I.S چیزی جز کشتن مسلمونا نیست.
الان هم همچین دور از ذهن نیست که بر اساس تحقیقات دولت فرانسه بیشتر این تروریست هایی که حادثه ی پاریس رو رقم زدن از رو پاسپورت هاشون رو بشه که همین چند وقت پیش به عنوان پناهنده وارد اروپا شدن.
لوزر فقط اون مسلمون های بدبخت و جنگ زده ای هستند که از ترس اون تروریست ها فرار کردن و اومدن یه جای امن تا نسلشون برچیده نشه.
حالا هم مردم و هم دولت های اروپایی سخت گیر تر میشن و بهشت دنیا رو برای این بیچاره ها جهنم میکنن و رگولیشن های سخت تری وضع میکنن که اجازه نمیده مهاجرهای بیشتری وارد اروپا بشن.
الان هم همچین دور از ذهن نیست که بر اساس تحقیقات دولت فرانسه بیشتر این تروریست هایی که حادثه ی پاریس رو رقم زدن از رو پاسپورت هاشون رو بشه که همین چند وقت پیش به عنوان پناهنده وارد اروپا شدن.
لوزر فقط اون مسلمون های بدبخت و جنگ زده ای هستند که از ترس اون تروریست ها فرار کردن و اومدن یه جای امن تا نسلشون برچیده نشه.
حالا هم مردم و هم دولت های اروپایی سخت گیر تر میشن و بهشت دنیا رو برای این بیچاره ها جهنم میکنن و رگولیشن های سخت تری وضع میکنن که اجازه نمیده مهاجرهای بیشتری وارد اروپا بشن.
Labels: All, Facts, Islam, Tell me why?
Subscribe to:
Posts (Atom)